ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

چهارشنبه 23 فروردین 1391

بحث

 

 

 

 
          بحث وتبادل نظر

سلام
 

انسان تنها موجودي است كه در دنيا ميتواند با هم نوع خود به بحث و گفتگو در مورد يك موضوع بپردازد.
 

همچنين ميتواند طرح و نظر ارائه كند ، واز آن دفاع نمايد . نظرات ديگران را رد يا قبول كند .
 

 
     جر و بحث به هر صورت اشتباه است ، موضوع بايد بصورت گفتگوي دو طرفه حل و فصل شود ، اگر


طرف مقابل انسان منطقي و فهيمي باشد ، كه خود بخود گفتگو خيلي آرام وحساب شده انجام ميشود ، واگر
 

آدمئ غير منطقي باشد ، اصلا نيازي به بحث وجود ندارد، چون عوض كردن عقيده انسان غير منطقي ،
 

كاري است دشوار ، و در بعضي موارد هدر دادن انرژي است !!

  

 
                   "   نرود ميخ آهنين در سنگ "

چرا ما آدمها دوست داريم بگوييم فكر و نظر ما درست است ، وهمه آنرا تاييد كنند ، از نظر رواني انسان به  
 

  

تاييد ديگران نياز دارد ، ميخواهيم به هر نحوي كه شده ثابت كنيم  نظرمان درست و نظر ديگران اشتباه
 

 
است. بنظر من هر كس بر اين عقيده بيشتر پافشاري كند ، داراي ضعف بيشتري است .
 

 
      البته اين موضوع را هم بايد در نظر بگيريم كه فرد بايد داراي يك خط مشي و طرز فكر ثابت و رفتار
 

  

مشخص باشد ، تا بتواند اصلا اظهار نظر كند وگرنه چگونه ميتواند در يك گفتگو شركت كند وبقيه را مورد نفد قرار دهد .
 

هيچكدام از دانشمندان و علما از اول داراي يك تفكر و ايده محكم و لا متغير نبوده اند ،  واضح است كه بعد
 

  

از مطالعه وبررسي آثار ونظرات ديگران و اصلاح افكار خود پس از سالها توانسته اند نظري ارائه كنند و
 
  حرفي براي گفتن داشته باشند . جالب اينجاست كه همين نظر را هم قطعي و عوض نشدني نميدانند .
 

  
 
   به عقيده من هر چقدر عمق اطلاعات و معرفت بيشتر باشد ، تمايل شخص براي ( اگر نگوييم پذيرش )


برسي وبرانداز كردن ديگر نظريه ها بيشتر است .
 

براي تكميل شدن و يا حد اقل پيشرفت يك فكر هر چقدر ظرفيت پذيرش انتقاد بيشتر باشد ، نتيجه بهتر و زودتر حاصل ميشود .
 

از ديدگاه روانشناسي هر چقدر تحمل پذيرش انتقاد در شخص كمتر باشد ، فرد داراي يك روحيه متزلزل و
   

بي ثبات است . و زماني كه آدم شخصيت و منش محكمي داشته باشد ، با كمال ميل با هر گونه انتقاد و حتي
 

  
مخالفتي روبرو ميشود و اين انتقاد را فرصتي براي پايش افكار خود ميداند .
 

از طرفي ترس از انتقاد ديگران نبايد باعث شود كه ما نظر خود را ارائه ندهيم ، اتفاقا ايراد گيري ديگران است كه يك فكر را مرحله به مرحله تكميل و نقص ها را نمايان و سپس برطرف ميكند .
   
 
       فكر نو ميتواند يك نظر سياسي ، اجتماعي ، فلسفي ، مذهبي يا فني در هر زمينه اي باشد ، لازمه پخته

 

 
شدن و مورد بحث قرار گرفتن آن اينستكه در مورد آن تحقيق و بررسي شود و به اصطلاح ايده نو خيلي سطحي نباشد .
 

اولين كسي كه بايد ايده جديد را قبول كند و از آن حمايت نمايد ، خود شخصي است كه آنرا ارائه داده است !
 

 
  يعني انسان بايد به خود اعتقاد داشته باشد ، اعتماد بنفس به ما كمك ميكند تا اولا يك فكر جديد شكل بگيرد و در مراحل بعد از آن دفاع كنيم .
 

وقتي تعداد نفرات زيادي از يك موضوع حمايت كردند دليل بر صحت و بي عيب و نقص بودن آن نيست و
 

  

بالعكس اگر همه با آن مخالف بودند ، اين هم دليل اشتباه بودن طرح يا موضوع نميباشد .
 

بعضي افراد عادت دارند كه با فكر جديد مخالفت كنند و براي كارشان دليل هاي متفائت مي آورند .
    
 
            " مردم در مورد هر چيزي كه آگاهي ندارند مخالف آنند . "

 

نتيجه ، جهت آگاهي از اينكه طرح و فكر جديد ما تا چه حد درست است ، صرفا نميتوان به تعداد موافقان و منتقدان نگاه كرد .