ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

چهارشنبه 28 فروردین 1398

درد نکته سنجی

نکته سنجی

زدرد نکته سنجی هرکه آگاه است میداند که معنی دردل اول خون شود وآنگه سخن گردد.

اهل دل را دو خصلت باشد ، سخن دل پذیر و دل سخن پذیر

ای کاش ما هم به یکی از این دو نزدیک شویم!

عشق و مستی       

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی        تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید         ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم        با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی

سلطان من خدا را زلفت شکست ما را            تا کی کند سیاهی چندین درازدستی

در گوشه سلامت مستور چون توان بود        تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی

آن روز دیده بودم این فتنه‌ها که برخاست       کز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی

عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ       چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی




چهارشنبه 28 فروردین 1398

ارزش انسان

سلام

دوستی در یک یادداشت برایم نوشت:

 "به کسی ارزش نمی داد . . .

بعدها فهمیدم

اصلا ارزشی نداشت ، تا به کسی بدهد."

..........................................

از نظر روانی میتوان گفت کسی که نظر بالا را داده است ، شاید در جامعه مورد بی مهری قرار گرفته و کسی به او توجهی نداشته است،

به هر حال در جوابش نوشتم :

سالها فكر ميكردم چرا بعضي از آدمها سراپا ارزشند ، ولي بعضي هم بي مقدار و بي ارزش ...

خيلي فكر كردم ، راستي چرا با ديدن بعضي آدمها ذوق زده مي شدم و با ديدن بعضي ... ( آرزوي نديدنشان)

و الآن با ديدن همان آدمها كه بنظرم بي ارزش بودند ! ديگر احساس بد به من دست نميدهد.

شايد ايراد از خودم بوده ،

نميدانم ،

 شايد فهميده ام هماني كه براي من بي ارزش مينمود ، براي دختر هشت ساله اش پدري به ارزش  تمام دنيا، و آغوشش دريايي است از محبت.!

براي پسر هجده ساله اش پشتيباني است چون كوه .!

براي همسرش عشقي است بي پايان .!

براي همكارش ، كوله باري است از تجربه.!

 .... و براي خدا ،  خليفه" الله

آري

           چشمها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد




چهارشنبه 14 فروردین 1398

نقدی بر یک نظر

چندی پیش شعری خواندم  بصورت زیر و امروز نقدی برآن بصورت شعر نوشتم!

البته بنده شاعر نیستم ! فقط آنچه به ذهنم آمد گفتم.

متن شعر:

 آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند.


آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند


آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند!


آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند !!

 آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند!


آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند!


آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند!!!

و اما نظر بنده:

آنکس که بداند، نداند یا اینکه نخواهد که بداند

 بر ما و شما هیچ ضرر یا ثمری باز ندارد

 

  آنکس که نداند همه نوع بشرخلق خدایند!

خود فلسفه خلقت گیتی و جهان را نشناسد.!

 

آنکس که خودش را زهمه برتر و فرزانه بداند !

 در گنبد گردون همه را خسته و شرمنده نماید!

 

آنکس که همه خلقت دنیا و جهان عشق ببیند!

یک دم نزند حرف، بجز عشق نپوید!  

 

 حیف است از این سلسله گوییم و نبیند.

آنکس که خودش مدعی فهم شود موی نبیند.!

 

آنکس که به آحاد و اجزای جهان عشق بورزد

از خود گذرد تا نکند تک تک اعضاء بسوزد 

 آنکس که نداند، همه حکمت و عشق است دراینجا

پس گو به چنین بنده که همت طلب از خالق دنیا

                                                                              محفوظی 9/2/96




چهارشنبه 14 فروردین 1398

خدا یا خرما




دوشنبه 05 فروردین 1398

عرض تبریک سال 98




چهارشنبه 01 اسفند 1397

تلاش مقدس




دوشنبه 15 بهمن 1397

درخت بی برگ یا برگ بی درخت!

بر درخت زنده بی برگی چه غم؟

            وای بر احوال برگ بی درخت!




دوشنبه 15 بهمن 1397

عرض سلام و ارادت

سلام خدمت همه دوستان خوبم

             بوسه

در بزم پاکبازان جز مهر و جز وفا نیست

          در کیش اهل عرفان جز صلح و جز صفا نیست

بقيه در ادامه مطلب. . .




جمعه 05 بهمن 1397

یادگیری فشرده




پنج‌شنبه 20 دی 1397

آموخته ها و آموزه ها